ملانصرالدین، قهرمان لطیفههایی که از بالکان تا آسیای میانه و ایران روایت میشود، مردی سادهنما و زیرک است که با پاسخهای بامزه و گاه بیمنطق، حقیقتی ژرف را آشکار میکند.
مرزهای فراخ
ترکان او را «نصرالدین خواجه» میدانند و آرامگاهی در آقشهر ترکیه به او نسبت داده میشود. در ایران «ملانصرالدین» و در آسیای میانه «افندی» نام دارد. روشن نیست که آیا شخصیتی تاریخی پشت این لطیفهها بوده است یا نه.
لطیفهها
در یکی از لطیفههای مشهور، ملا با جامهی کهنه به مهمانی میرود و کسی به او توجه نمیکند؛ سپس با جامهی نو بازمیگردد و آستینش را در خوراک فرو میبرد و میگوید: بخور ای آستین، که احترام از آن توست. لطیفههای او در ایران در «ملانصرالدین» گرد آمده و یونسکو سال ۱۹۹۶ را به نام او نامید.
پرسشهای رایج
آیا ملانصرالدین واقعی بود؟
روشن نیست؛ ترکان آرامگاهی در آقشهر به او نسبت میدهند، اما لطیفهها از منابع و دورههای گوناگوناند.
لطیفهی «بخور ای آستین» چیست؟
لطیفهای که در آن ملا نشان میدهد مردم به جامه احترام میگذارند، نه به آدمی.
منابع
- احمد مجاهد، جوحی
- دانشنامهی ایرانیکا، مدخل «Mollā Naṣr-al-Dīn»