پرش به محتوای اصلی
شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵
← درخت مشاهیر ایران · اسطوره‌ها و افسانه‌ها

عمو نوروز

پیرمرد نوروزی قصه‌های مردم

اسطوره و افسانه‌ی ایرانی افسانه‌ها و قصه‌های مردمی

عمو نوروز، پیرمرد مهربانی با کلاه نمدی و ریش سپید، در قصه‌های مردمی هر سال در آغاز بهار می‌آید. ننه سرما یا پیرزنی که سال‌ها چشم‌به‌راه اوست، هر بار پیش از رسیدنش به خواب می‌رود و دیدار آن دو هرگز روی نمی‌دهد.

قصه

پیرزنی هر سال در روز آخر سال خانه را آب و جارو می‌کند، سفره می‌چیند و منتظر عمو نوروز می‌نشیند. اما خواب او را می‌گیرد. عمو نوروز می‌آید، دلش نمی‌آید او را بیدار کند، از شیرینی‌ها می‌خورد و آتش منقل را روشن می‌کند و می‌رود. پیرزن بیدار می‌شود و از نشانه‌ها می‌فهمد او آمده بود. می‌گویند اگر روزی این دو به هم برسند، دنیا به آخر می‌رسد.

معنا

پژوهشگران این قصه را نمادی از دیدار زمستان و بهار و گردش سال می‌دانند که هرگز در یک جا نمی‌ایستند. عمو نوروز با «حاجی فیروز»، شخصیت شادی‌آفرین کوچه‌های پیش از نوروز، یکی نیست.

پرسش‌های رایج

عمو نوروز و حاجی فیروز یکی‌اند؟

نه؛ عمو نوروز پیرمرد قصه‌ی بهار است و حاجی فیروز شخصیت شادی‌آفرین کوچه‌ها پیش از نوروز.

چرا عمو نوروز و پیرزن هرگز به هم نمی‌رسند؟

در قصه، پیرزن هر بار پیش از آمدن او به خواب می‌رود؛ و می‌گویند اگر به هم برسند، دنیا به آخر می‌رسد.

منابع

  • سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان
  • علی بلوکباشی، نوروز، جشن نوزایی آفرینش