پرش به محتوای اصلی
شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵
← درخت مشاهیر ایران · اسطوره‌ها و افسانه‌ها

خاله سوسکه

سوسک خانم قصه‌ی کودکان ایرانی

اسطوره و افسانه‌ی ایرانی افسانه‌ها و قصه‌های مردمی

خاله سوسکه، قهرمان یکی از مشهورترین قصه‌های کودکانه‌ی ایرانی، از خانه‌ی شوهرش قهر می‌کند، چادر از پوست پیاز و کفش از پوست بادمجان می‌سازد و به همدان می‌رود تا شوهری بیابد و سرانجام با آقا موشه ازدواج می‌کند.

داستان

خاله سوسکه در راه به قصاب، بقال و دیگران برمی‌خورد و هر کدام از او می‌خواهند زنشان شود. او می‌پرسد: «اگه زنت بشم، اگه با هم دعوامون بشه، با چی منو می‌زنی؟» و هر کدام ابزار کارشان را نام می‌برند. تنها آقا موشه می‌گوید با دم نرمش نوازشش می‌کند و خاله سوسکه زنش می‌شود.

ادامه‌ی قصه

روزی خاله سوسکه در حوض می‌افتد و پادشاه او را نجات می‌دهد. آقا موشه برای خاله سوسکه آش می‌پزد و خود در دیگ می‌افتد. این قصه با گونه‌های گوناگون در سراسر ایران روایت شده و آهنگ‌وارگی گفت‌وگوهایش آن را برای کودکان به‌یادماندنی کرده است.

پرسش‌های رایج

خاله سوسکه به کجا می‌رفت؟

در بیشتر روایت‌ها، به همدان.

خاله سوسکه با چه کسی ازدواج کرد؟

با آقا موشه، که گفت با دم نرمش او را نوازش می‌کند.

منابع

  • فضل‌الله مهتدی (صبحی)، افسانه‌ها
  • سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، قصه‌های ایرانی