حسین بن منصور حلاج، عارف زادهی فارس، با سخن «انا الحق» (من حقم) و آموزههایش دربارهی یگانگی عاشق و معشوق، فقیهان و دستگاه خلافت را برآشفت. او پس از سالها زندان، در ۳۰۹ قمری در بغداد به دار آویخته شد و در ادب فارسی نماد عاشق سرباخته شد.
شجرهنامه
زندگی و سفرها
حلاج در بیضای فارس زاده شد. پدرش پنبهزن (حلاج) بود و نام او از همین پیشه است. نزد سهل تستری و جنید بغدادی آموخت و سفرهای بسیاری کرد: سه بار به حج رفت و تا هند و ترکستان سفر کرد و همهجا مردم را به عرفان خواند.
انا الحق
سخن «انا الحق» از او نقل شده که فقیهان آن را ادعای خدایی شمردند. عارفان پسین آن را بیان فنای کامل در حق دانستند. حلاج پس از نزدیک به نه سال زندان، در ۳۰۹ قمری محاکمه و پس از تازیانه و بریدن دستوپا بر دار شد و پیکرش را سوزاندند.
حافظ گفته است: «گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند / جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد».
گاهشمار زندگی
- حدود ۸۵۸ مزادن در بیضای فارس
- حدود ۹۰۰ مسفرها به هند و ترکستان
- ۹۱۳ مزندانی شدن در بغداد
- ۹۲۲ مبر دار شدن در بغداد
آثار
پرسشهای رایج
انا الحق یعنی چه؟
یعنی «من حقم»؛ عارفان آن را بیان فنا و یکی شدن با حق دانستهاند، نه ادعای خدایی.
کتاب حلاج چیست؟
«الطواسین»، رسالهای عرفانی به عربی، از نوشتههای بازماندهی اوست.
منابع
- عطار، تذکرة الاولیاء
- لویی ماسینیون، مصائب حلاج
- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «حلاج»