پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۹

ای خسروی که رایت جاه و جلال تو

سر بر محیط عالم علوی فراشته ست

گردون مظلّه ای ست که در عرصه وجود

عصمت همیشه بر سر مُلکت بداشته ست

از چهره زمانه فرو شوی گرد ظلم

ایزد تو را بر او نه به بازی گماشته ست

شاها منم که خامه اقبال روز و شب

مدح تو بر صحیفه جانم نگاشته ست

مگذار ضایعم که مرا دور روزگار

بر اعتماد جود تو ضایع گذاشته ست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱خدایگان صدور زمانه صدرالدّین
  2. شمارهٔ ۱۲پناه و مقصد اهل هنر صفیّ الدّین
  3. شمارهٔ ۱۳شاها عجم چو گشت مسخر به تیغ تو
  4. شمارهٔ ۱۴خدایگان جهان شهریار روی زمین
  5. شمارهٔ ۱۵خدایگانا بر بنده بندگیت چنانک
  6. شمارهٔ ۱۶پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین
  7. شمارهٔ ۱۷خدایگان جهان شهریار روی زمین
  8. شمارهٔ ۱۸خدایگان همه خسروان روی زمین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.