پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۱۷

خدایگان جهان شهریار روی زمین

تویی که ذات تو تنها نشان اقبال است

هر آنچه خواهی و گویی تو را جز آن نبود

از آنک فکرت تو ترجمان اقبال است

چو عالمی به نماز و به روزه می خواهند

بقای ذات کریمت که کان اقبال است

اگر چه روزه در آمد به رغم اعدا نیک

طرب گزین که تنت در ضمان اقبال است

کنون که طبع هوا چون دم عدوی تو شد

به دولت تو که شادی جان اقبال است

گذشت وقت تماشای بوستان و کنون

زمین مجلس تو بوستان اقبال است

به خرمی و سعادت نشاط می کردی

که نوش بادت و این هم نشان اقبال است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹صاحب جلد کت از راه ببرد
  2. شمارهٔ ۲۰ای فلک سر بدان درآورده
  3. شمارهٔ ۲۱خدایگانا با دست گوهر افشانت
  4. شمارهٔ ۲۲بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر
  5. شمارهٔ ۲۳فرمانده اکابر دنیا بهاءدین
  6. شمارهٔ ۲۴خدایگانا آنی که طاق ایوانت
  7. شمارهٔ ۲۵بُرج‌ها دیدم که از مشرق برآوردند سر
  8. شمارهٔ ۲۶ای شبت پر قدرتر از روز عید
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.