پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۱۶

پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین

تویی که خاک درت کیمیای فرهنگ است

به گرد موکب قدرت نمی رسد گردون

که در میانه مسافت هزار فرسنگ است

به ساعتی شکند رُمح تو طلسم عدو

به پیش معجز موسی چه جای نیرنگ است؟

ز بس خسیسی در پهلوی مخالف تو

گمان مبر که به جز خنجر تو را رنگ است

تو آن شهی که ز بیم سنان سر تیزت

رخ سپهر چو روی سپر پر آژنگ است

زمانه پای رکابت ندارد اندر جنگ

از آن عنان مرادت همیشه در جنگ است

به حکم آنک من از خاک درگهت دورم

ز غصّه هر نفسم با زمانه صد جنگ است

مجال عذر فراخ است ازین جهت لیکن

زبان نطق ندارم که وقت بس تنگ است

حدیث لنگی اشتر به عذر می شاید

اگر به نکته نگیری که عذر هم لنگ است

تو را بقای ابد باد در نکو نامی

که ملک و دین را از نام دشمنت ننگ است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸خدایگان همه خسروان روی زمین
  2. شمارهٔ ۱۹صاحب جلد کت از راه ببرد
  3. شمارهٔ ۲۰ای فلک سر بدان درآورده
  4. شمارهٔ ۲۱خدایگانا با دست گوهر افشانت
  5. شمارهٔ ۲۲بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر
  6. شمارهٔ ۲۳فرمانده اکابر دنیا بهاءدین
  7. شمارهٔ ۲۴خدایگانا آنی که طاق ایوانت
  8. شمارهٔ ۲۵بُرج‌ها دیدم که از مشرق برآوردند سر
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.