پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۱۰

بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک

گلبن ملک ز تو تازه و تر بشکفته ست

آستین کرمت بی غرض دنیاوی

صد ره از روی جهان گرد حوادث رفته ست

این سعادت که تو را روی نموده ست هنوز

صد یکی نیست از آنها که قضا پذرفته ست

سخنی هست مرا با تو نهان نتوان کرد

که ز رای تو خرد هیچ سخن ننهفته ست

آمدم سوی درت تا کنم از صدق نثار

آن گهرها که به مدح تو ضمیرم سفته ست

پرده دار از پس در گفت که او مست بخفت

زان سبب طبعم از آن لحظه هنوز آشفته ست

تو که بیداری چون دولت هشیار و چو عقل

خفته و مست ندانم ز چه رویت گفته ست

تو نیی مست که عقل من شیدا مست است

تو نیی خفته که بخت من مسکین خفته ست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲پناه و مقصد اهل هنر صفیّ الدّین
  2. شمارهٔ ۱۳شاها عجم چو گشت مسخر به تیغ تو
  3. شمارهٔ ۱۴خدایگان جهان شهریار روی زمین
  4. شمارهٔ ۱۵خدایگانا بر بنده بندگیت چنانک
  5. شمارهٔ ۱۶پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین
  6. شمارهٔ ۱۷خدایگان جهان شهریار روی زمین
  7. شمارهٔ ۱۸خدایگان همه خسروان روی زمین
  8. شمارهٔ ۱۹صاحب جلد کت از راه ببرد
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.