پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۱۴

خدایگان جهان شهریار روی زمین

تویی که رایت عزمت همیشه منصور است

به زنده کردن ارواح نصرت و تایید

صدای نوبت تو همچو نوبت صور است

به یاد بزم تو گردون صبوح کرد مگر

که صوت مرغان همچون نوای طنبوراست؟

تنگ شرابی مسکین بنفشه بین که بگاه

سرش فرو شد و نرگس هنوز مخمور است

شنیده ام که زبانی به ذکر من بگشود

کسی که او به زبان جلال مذکور است

درین شرف که مرا دست دادنتوان گفت

که سعی بخت و زمانه چگونه مشکور است

ورای این ز سعادت مقام دیگر نیست

برون از آنک ز ادراک آدمی دور است

مرا به دانش تنها زمانه حاسد بود

چنانکه در همه شهر این حدیث مشهور است

کنون عنایت خسرو بدان اضافت شد

اگر حسد برد از من زمانه معذور است؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین
  2. شمارهٔ ۱۷خدایگان جهان شهریار روی زمین
  3. شمارهٔ ۱۸خدایگان همه خسروان روی زمین
  4. شمارهٔ ۱۹صاحب جلد کت از راه ببرد
  5. شمارهٔ ۲۰ای فلک سر بدان درآورده
  6. شمارهٔ ۲۱خدایگانا با دست گوهر افشانت
  7. شمارهٔ ۲۲بزرگوارا دانم که بر خلاف قدر
  8. شمارهٔ ۲۳فرمانده اکابر دنیا بهاءدین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.