پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۱۲

پناه و مقصد اهل هنر صفیّ الدّین

تویی که همَّت تو سر بر آسمان سوده ست

هر آن صفت که ز جیب فنا برآرد سر

به عمر دامن جاهت بدان نیالوده ست

قلم که دایم و صّافی کمال تو کرد

رخش به دوده خجلت همیشه اندوده ست

بزرگوارا بی سعی درین مدّت

دلم ز غصّه و چانم ز غم نیاسوده ست

ز چرخ سفله جفاها کشیده ام گرچه

هنوز ناله من هیچ گوش نشنوده ست

از آن زمان که من اینجا نشسته ام صد بار

همه بسیط زمین صیت من بپیموده ست

کنون به کام و به ناکام می روم که مرا

جهان عنان ارادت ز دست بر بوده ست

به خدمت آمده بودم بگاه تر گفتند

که خواجه دوش نشاط شراب فرموده ست

ز خرمی همه شب تا گه دمیدن صبح

چو بخت خویش نخفته ست و هیچ نغنوده ست

کنون ز مستی و بی خوابی شبانه هنوز

چو خلق در کنف اهتمامش آسوده ست

ز روزگار دو رنگم تغابنی ست عظیم

که این سعادتم امروز روی ننموده ست

به حضرتت چو مرا فرصت وداع نبود

کنون امید ملاقاتم از تو بیهوده ست

تو سود کن ز جهان نام نیک اگرچه مرا

دو ماهه عمر بر امیدها زبان بوده ست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴خدایگان جهان شهریار روی زمین
  2. شمارهٔ ۱۵خدایگانا بر بنده بندگیت چنانک
  3. شمارهٔ ۱۶پناه و قدوه شاهان عصر نصرت دین
  4. شمارهٔ ۱۷خدایگان جهان شهریار روی زمین
  5. شمارهٔ ۱۸خدایگان همه خسروان روی زمین
  6. شمارهٔ ۱۹صاحب جلد کت از راه ببرد
  7. شمارهٔ ۲۰ای فلک سر بدان درآورده
  8. شمارهٔ ۲۱خدایگانا با دست گوهر افشانت
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.