پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۴

خدایگانا شاگرد رای توست قضا

ادب نباشد اگر بگذرد ز حکم ادیب

ز چوب منبر خشک از نشاط گل بدمد

نسیم نام تو چون بگذرد به لفظ خطیب

نه قطره ماند به دریا نه ذره ماند به دشت

که از فواید انعام تو نیافت نصیب

مرا به دولت تو آنکه نسبتی ست از پی آنک

تو در زمانه غریبی و من زخانه غریب

ز فرّ بزم تو دی بود در نعیم بهشت

ز دست حادثه امروز چون کشد تعذیب

مرا بدین مثلی صوفیانه یاد آمد

اگر به خرده نگیرند مرگ یا ترتیب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶ای سینه روزگار پر جوش
  2. شمارهٔ ۷ای قبای سپهر آمده تنگ
  3. شمارهٔ ۸حامی ملک سعد دولت و دین
  4. شمارهٔ ۹ای خسروی که رایت جاه و جلال تو
  5. شمارهٔ ۱۰بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک
  6. شمارهٔ ۱۱خدایگان صدور زمانه صدرالدّین
  7. شمارهٔ ۱۲پناه و مقصد اهل هنر صفیّ الدّین
  8. شمارهٔ ۱۳شاها عجم چو گشت مسخر به تیغ تو
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.