پرش به محتوای اصلی
ظهیر فاریابی ظهیر فاریابی

قطعات

شمارهٔ ۳

عالی رضی دین تویی آن شمع دل که هست

لفظ شکرفشان تو پیرایه صواب

با شمع دولت تو بر افروخت روزگار

درکام آرزو چو شکر گشت صبر و صاب

چون بخت در رخ تو شکرخنده زد چو صبح

گو تیره شو ز غصه آن شمع آفتاب

بشنو حکایتی ز شکر خوشتر و بدانک

چون شمع نیم مرده نه تن دارم و نه تاب

یاری که شمع مجلس انسست در جمال

با من برای و شکر کرد دی عتاب

جاری زبان من ز عتاب چو شکرش

افتاد چون زبانه شمع اندر اضطراب

تدبیر چیست کز پی تدبیر آن کنون

چون شمعم اندر آتش و چون شکر اندر آب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵ای تو را در وجوه شمع و شکر
  2. شمارهٔ ۶ای سینه روزگار پر جوش
  3. شمارهٔ ۷ای قبای سپهر آمده تنگ
  4. شمارهٔ ۸حامی ملک سعد دولت و دین
  5. شمارهٔ ۹ای خسروی که رایت جاه و جلال تو
  6. شمارهٔ ۱۰بدر دین حاکم آفاق مبارک تویی انک
  7. شمارهٔ ۱۱خدایگان صدور زمانه صدرالدّین
  8. شمارهٔ ۱۲پناه و مقصد اهل هنر صفیّ الدّین
همه‌ی قطعات ←

ظهیر فاریابی درباره‌ی ظهیر فاریابی

ظهیرالدین ابوالفضل طاهر بن محمد فاریابی (۵۵۰ - ۵۹۸ ه.ق) از قصیده‌سرایان بزرگ قرن ششم در فاریاب (در نزدیکی بلخ) زاده شد. مدتی را در نیشابور به سر برد و پس از وفات در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. وی از شاعران استاد و سخن‌سرایان بلیغ پایان قرن ششم و یکی از بزرگان قصیده و غزل است که در تحول غزل نقش مهمی را ایفا کر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.