پرش به محتوای اصلی
یغمای جندقی یغمای جندقی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۳۵

شده وقت سفر از منزل جانان نزدیک

چه گشاید دگر از وصل به هجران نزدیک

دو سه روزی مده ای خاک به بادم که شده است

نی سواری دو سه را نوبت جولان نزدیک

بر ره انداخته چشمی که ندارد یعقوب

شد مگر قافله مصر به کنعان نزدیک

هست در کنج لب لعل تو آن هندوی خال

یا خضر گشته به سرچشمه حیوان نزدیک

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳۷به خون من به وصل تو هوای جان مراد دل
  2. شمارهٔ ۳۸از دست جورت ای شده دل خون، فگار چشم
  3. شمارهٔ ۳۹آب شد دیده ز بس گریه دگر چون گریم
  4. شمارهٔ ۴۰من نه آن رند خرابم که به ساغر ساغر
  5. شمارهٔ ۴۱زاین پس به دامن از غم دل لخت خون کنم
  6. شمارهٔ ۴۲گر گدائی رابطی می با بتی شاهد فراهم
  7. شمارهٔ ۴۳چنین کآشفته زآن شاهد زنخ و آن زلف فتانم
  8. شمارهٔ ۴۴یار جان می‌طلبد سر نگذارم چه کنم
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

یغمای جندقی درباره‌ی یغمای جندقی

میرزا رحیم یغمای جَندَقی (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۸) فرزند حاج ابراهیم قلی متخلص به «یغما» از شعرای غزل‌سرای سده سیزدهم ایران در عهد محمد شاه قاجار است. وی در سال ۱۱۹۶ هجری قمری (۱۱۶۰ هجری شمسی) در دهکدهٔ خور و بیابانک، مرکز ولایت جندق به دنیا آمد. در هفت سالگی در بیرون ده شتر می‌چراند و معاش خانواده خود را تأمین می‌کرد. یغما در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.