پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

مقطعات

شمارهٔ ۳۹ - نیز در حق ادیب صابر بن اسمعیل ترمذی

علمت ، ای صابر بن اسمعیل

روی عالم همی بیاراید

رفعت قدر تو بپای شرف

تارک آسمان همی ساید

تویی آنکس ، که در بدایع نظم

مثل تو روزگار ننماید

همه دانش ز طبع تو خیزد

همه معنی ز لفظ تو زاید

چرخ ذکر ترا نپوشاند

دهر عز ترا نفرساید

هر که پیش تو یاد نظم آرد

بیقین دان که : باد پیماید

تو ستودی مرا و مثل مرا

زیبد ، از روزگار بستاید

منم آنکس که صیقل نظمم

زنگ از تیغ فضل بزداید

خامهٔ من ، که هست بسته میان

بستهٔ مشکلات بگشاید

علهاییست بس شریف ، کزان

یک زمان فکرتم نیاساید

جز برای ریاضت خاطر

همتم سوی نظم نگراید

می ندانی کمال علم مرا

دیر عهدی ندیدم ، شاید

متهم کرده ای مرا بحسد

از چو من کاملی حسد ناید

تا جمال کمال من بیند

تیز بین دیده ای همی باید

طیبتی کردم ، این معاذ الله !

تا ازین وحشتی نیفزاید

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۱ - لغز در نام قطبمهی ، کندر سمرقند از لب او
  2. شمارهٔ ۴۲ - در شکایت از دوریخدایگانا ، رنج فراق مجلس تو
  3. شمارهٔ ۴۳ - در مطایبههرگز آن راحتم نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۴۴ - خطاب بملک اتسزدانی ، شها ، که دور فلک در هزار سال
  5. شمارهٔ ۴۵ - در صنعت مقلوبراز تو با خدای سخت نکوست
  6. شمارهٔ ۴۶ - در حق نجم الدینسوار فضلی ای نجم دین و می سازد
  7. شمارهٔ ۴۷ - در حق ضیاء الدین عراق وزیرایا خوب سیرت وزیری ، که ملک
  8. شمارهٔ ۴۸ - در مدیحه گویدچاکران تو گه رزم چو خیاطانند
همه‌ی مقطعات ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.