پرش به محتوای اصلی
وطواط وطواط

قصاید

شمارهٔ ۱۱۰ - در مدح تاج الدین وزیر

تاح دولت ، ای جوان بی نظیر

از تو عاقل تر نباشد هیچ پیر

هست در اصلت بلندی بی خلاف

خود چنین باید وزیر بن الوزیر

در میان دولت تو می زییم

تا زجور چرخمان باشد مجیر

بهمنی ابرست اندر کوی تو

از وجود جود آن کف مطیر

تا کمان بزم غزی یافتی

خانه شد از زخم تیرت چون خمیر

عز عالم گشتی و خصم تو هست

از مذلت سال و ماه اندر نفیر

دشمن تو سخت گیرست و شود

سست از یک تیر تو صد سخت گیر

بر کلاه کبر خصمان تیز ده

پس بزی آنگاه بی کرم و زحیر

من ترا خوانم حبیب الملک از آنک

بس محب گردیده ای نزد امیر

تیرها بر پشت آید خلق را

گر نباشد خلق را جاهت ظهیر

گیر در کوی تو گر مأوی کند

گبر را از کوی خود بجهان بتیر

گر بر نجت میبریم ، از ما مرنج

ما فقیریم این پسندیست از فقیر

گوز داری تا پنیر آرم بتو

هر کرا گوزست پیش آرم پنیر

من بسوزم تا بخانه مر ترا

گر سوی خانه کنی عزم مسیر

تو کبر خور سیر در صحرای لهو

کز حسد شد زرد خصمت چون زریر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح اتسز خوارزمشاهزهی در نیکویی روی تو معجز
  2. شمارهٔ ۱۱۳ - همه در مدح اتسز گویندای در نظم گشته از تو فراز
  3. شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح خاقان کمال الدین محموددر هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز
  4. شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح شمی الدین وزیرهست ایام شمس دین نوروز
  5. شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح اتسززهی فروخته حسن تو در جهان آتش
  6. شمارهٔ ۱۱۷ - هم در مدح اتسز گویدشهی که نقش نگین جلال شد نامش
  7. شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح اتسزای شاه، جهانی شده‌ای تو ز بدایع
  8. شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح تاج‌الدین ابوالغنایم رافعهست اعلام علم را رافع
همه‌ی قصاید ←

وطواط درباره‌ی وطواط

امام سعدالملک رشیدالدین محمد بن محمد بن عبدالجلیل عمری کاتب بلخی معروف به رشید وطواط شاعر نامی قرن ششم است. وی در سال ۴۸۱ هجری قمری در بلخ چشم به جهان گشود و در سال ۵۷۳ هجری قمری در گرگانج خوارزم بدرود حیات گفت. وی دبیر دیوان اتسز خوارزمشاه بود و به خاطر اندام کوچکش به او لقب «وطواط» (به معنای خفاش یا نوعی پرستو) دادن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.