پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۹ - تاریخ وفات سالک قزوینی

بلبل گلشن سخن «سالک »

کرد از این دار چون قفس رحلت

از سخن نام خود بکلک زبان

کرد بر صفحه جهان مثبت

گرچه او را نبود فرزندی

معنیی چند بست ازو صورت

گل بیخار بود، از آن خلقی

میفرستند هر دمش رحمت

گفت تاریخ فوت او واعظ

«شده او سالک ره جنت »

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۱۱ - تاریخ ساختمان طاقیچون بحکم شاه دین پرور «سلیمان » زمان
  2. شمارهٔ ۱۲ - در مرگ یوسف نامی سرود«یوسف » مصر نکویی، از جهان
  3. شمارهٔ ۱۳ - در تاریخ ایالت یافتن خانیدگر شان دولت بلندی گرفت
  4. شمارهٔ ۱۴ - تاریخ انجام سفینه ییاین طرفه «سفینه »یی که در وی
  5. شمارهٔ ۱۵ - تاریخ انجام ساختمان کتابخانه ییزین خانه ز بس برون شدن مشکل گشت
  6. شمارهٔ ۱۶ - در تاریخ ساختمانیاز حکم «سلیمان » شه فرخنده سرشت
  7. شمارهٔ ۱۷ - در مرگ کسیدلم قمری صفت کوکو زنان گفت
  8. شمارهٔ ۱۸ - تاریخ ساختمان خانه‌ایمبارک باد این درگاه سعد میمنت بنیان
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.