پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۱۲ - در مرگ یوسف نامی سرود

«یوسف » مصر نکویی، از جهان

رفت و، چشم عالمی گرینده است

حلقه در گوش نوازشهای اوست

نام حاتم در جهان تازنده است

هرکجا آزاده مردی در جهان

هست، از جان و دل او را بنده است

کهنه گرگ روزگار بی وفا

کم چنین «یوسف » بچاه افگنده است

از پی تاریخ، میگردید فکر

زآنکه هر جوینده یی یابنده است

ناگهانم هاتفی گفتا: چرا

فکر تاریخت برنج افگنده است؟

چون جهان را پشت پا زد، خود بگفت:

«مردم، اما نام نیکم زنده است »!

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۱۴ - تاریخ انجام سفینه ییاین طرفه «سفینه »یی که در وی
  2. شمارهٔ ۱۵ - تاریخ انجام ساختمان کتابخانه ییزین خانه ز بس برون شدن مشکل گشت
  3. شمارهٔ ۱۶ - در تاریخ ساختمانیاز حکم «سلیمان » شه فرخنده سرشت
  4. شمارهٔ ۱۷ - در مرگ کسیدلم قمری صفت کوکو زنان گفت
  5. شمارهٔ ۱۸ - تاریخ ساختمان خانه‌ایمبارک باد این درگاه سعد میمنت بنیان
  6. شمارهٔ ۱۹ - تاریخ انجام ساختمان گنبذیخور اوج شاهنشهی، سایه حق
  7. شمارهٔ ۲۰ - تاریخ ساختمان حمامیاز برکات عهد دولت شاه عادل
  8. شمارهٔ ۲۱ - در تولد کودکی سرودنکو نام جانی، ولادت چو یافت
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.