پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۳۴ - در سوگ و تاریخ مرگ میرباقر

چراغ دلم «میرباقر» که داشت

ز سیماش نور سیادت ظهور

به عشرت‌سرای بقا بار بست

از این محنت‌آباد دار غرور

شد از رفتن او، ز جان‌ها قرار

شد از غیبت او ز دل‌ها حضور

ز زهر غمش، عالمی تلخ‌کام

ز درد فراقش، جهانی به شور

به محنت‌سرایی که اینش بقاست

چرا دل نهد مرد صاحب شعور؟!

ز بس شادیش با غم آمیخته است

نداند کسی ماتمش را ز سور!

چو تیر از کمانخانه چرخ پیر

بود راستان را به سرعت عبور

جهان را خدنگی به ترکش نماند

کمان فلک را، همانست زور

چو تاریخ فوتش، من دردمند

طلب کردم، از خاطر ناصبور

به خاک از دعا روی اخلاص سود

بگفتا که:«قبرش بود پر ز نور»!

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۳۶ - تاریخ تعمیر گنبذیاز فضل خدا، خدیو ایران
  2. شمارهٔ ۳۷ - تاریخ ساختن خرگاه شاهیبفرمان «عباس ثانی » شهی
  3. شمارهٔ ۳۸ - تاریخ جلوس شاه صفیاز شاه صفی گشت مزین چو سریر
  4. شمارهٔ ۳۹ - در تاریخ فتح خراسانمنت خدای را که ز اقبال شاه ما
  5. شمارهٔ ۴۰ - در زادروز کودک پدرمرده یی سرودآن گوهر گرامی جانی، ز درج غیب
  6. شمارهٔ ۴۱ - در سوگ و تاریخ مرگ شاه عباس دومدر جهان ماتم و شوری دیدم
  7. شمارهٔ ۴۲ - در سوگ تاریخ و تاریخ مرگ یاری عزیزشد یار عزیزی از کفم ناگه، حیف!
  8. شمارهٔ ۴۳ - در سوگ و تاریخ مرگ صائبشد صایب از این جهان ویران صد حیف
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.