پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

ماده تاریخ

شمارهٔ ۳۳ - در نوشدن گلدسته و گنبذ روضه یی

دارای جهان ناصر دین «شاه سلیمان »

آن رتبه ده تخت و، برازنده افسر

آن حامی اسلام، که پیوسته رخ دین

از پشتی او، آینه سانست منور

در کشتی، اگر یاد کند کس ز وقارش

کشتی نشود بارکش منت لنگر

تا بیند از آن صورت احوال جهان را

از رای منیر آینه دارد، چو سکندر

آن خسرو عادل، که برافروخت چراغش

از مشعله نسبت فرزندی حیدر

اخلاص شعاری، که بمعماری حکمش

آباد شد این کاخ فلک مرتبه دیگر

گردید دگر بار بلند این خور تابان

آفاق شد از پرتو آن باز منور

چون نامه خود در دو جهانست سیه رو

آن را که نباشد رخ اخلاص بر این در

گلدسته این قبه دگر گشت فلک سا

چون نخل دعائی که از این روضه کشد سر

این گنبذ پرنور چو نوشد، پی تاریخ

دل گفت که:«معمور شد این قبه انور»!

ادامه‌ی ماده تاریخ

  1. شمارهٔ ۳۵ - ماده تاریخ فتح قندهارشاه جم حشمت «سلیمان » جاه
  2. شمارهٔ ۳۶ - تاریخ تعمیر گنبذیاز فضل خدا، خدیو ایران
  3. شمارهٔ ۳۷ - تاریخ ساختن خرگاه شاهیبفرمان «عباس ثانی » شهی
  4. شمارهٔ ۳۸ - تاریخ جلوس شاه صفیاز شاه صفی گشت مزین چو سریر
  5. شمارهٔ ۳۹ - در تاریخ فتح خراسانمنت خدای را که ز اقبال شاه ما
  6. شمارهٔ ۴۰ - در زادروز کودک پدرمرده یی سرودآن گوهر گرامی جانی، ز درج غیب
  7. شمارهٔ ۴۱ - در سوگ و تاریخ مرگ شاه عباس دومدر جهان ماتم و شوری دیدم
  8. شمارهٔ ۴۲ - در سوگ تاریخ و تاریخ مرگ یاری عزیزشد یار عزیزی از کفم ناگه، حیف!
همه‌ی ماده تاریخ ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.