پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۳۳ - فزون از ستاره زخم

شاهی که جان سپرد و، ببر مادرش نبود

جز خاک گرم کرب و بلا بسترش نبود

لب تشنه جان سپرد میان دو نهرآب

گویا که آب، مهریهٔ مادرش نبود

در حال احتضار، به هر سو نظر نمود

غیر از سنان و شمر، کسی بر سرش نبود

بر سینه اش که داشت فزون از ستاره زخم

اما چو زخم داغ علی اکبرش نبود

از بس رسیده بود به جسمش سنان و تیر

جای درست در همهٔ پیکرش نبود

پوشیده بود بر تن خود کهنه پیرهن

آن جامه بعد کشته شدن، در برش نبود

احساس بین که او به غمستان کربلا

غیر از غم سکینه غم دیگرش نبود

شمر لعین برید سرش را زتن مگر

خوف از خدا و شرم ز پیغمبرش نبود

آه از دمی که زینب کبری ز کربلا

می رفت سوی شام و، به سر افسرش نبود

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۵ - طایر باغ جنانای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت را!
  2. شمارهٔ ۳۶ - چرخ نیلگونای زخم های پیکرت از اختران فزون
  3. شمارهٔ ۳۷ - شافع محشرکه گمان داشت خزان، گلشن حیدر گردد
  4. شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشکرسید موسم ماتم که گریه ساز کنید
  5. شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین«در دلم لاله‌صفت، خون جگر می‌ریزد
  6. شمارهٔ ۴۰ - مقتل خونزلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید
  7. شمارهٔ ۴۱ - قلزم خونکیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟
  8. شمارهٔ ۴۲ - حدیث کربلاشبان تیره از دود فراق دوستان نالم
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.