پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۳۷ - شافع محشر

که گمان داشت خزان، گلشن حیدر گردد

که گمان داشت که گل ها همه پرپر گردد

که گمان داشت که از ضربت شمشیر جفا

لاله گون تارک نورانی اکبر گردد

که گمان داشت لب تشنه لب آب، جدا

دست عباس علمدار، ز پیکر گردد

که گمان داشت که قاسم به مصاف ایثار

پاره پاره تنش از نیزه و خنجر گردد

که گمان داشت که شاه شهدا با لب خشک

خنجرش از دم شمشیر، ز خون تر گردد

که گمان داشت که در کوفه، سر شاه حجاز

میهمان، خانهٔ خولی ستمگر گردد

که گمان داشت پس از قتل حسین بی علی

به سوی شام روان زینب اطهر گردد

که گمان داشت سکینه به ره شام بلا

همسفر با پسر سعد بد اختر گردد

این همه جور و جفا دید حسین بی علی

تا که در روز جزا، شافع محشر گردد

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین«در دلم لاله‌صفت، خون جگر می‌ریزد
  2. شمارهٔ ۴۰ - مقتل خونزلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید
  3. شمارهٔ ۴۱ - قلزم خونکیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟
  4. شمارهٔ ۴۲ - حدیث کربلاشبان تیره از دود فراق دوستان نالم
  5. شمارهٔ ۴۳ - زانوی غممن از جور و جفای چرخ کج‌رفتار، می‌نالم
  6. شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبارشبان تیره به درگاه کردگار، بنالم
  7. شمارهٔ ۴۵ - دیدهٔ خونباربر سبط نبی گنبد دوار بنالد
  8. شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.