پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین

«در دلم لاله‌صفت، خون جگر می‌ریزد

صدف دیده به رخ، لؤلؤ تر می‌ریزد»

هر زمان یاد کنم از لب عطشان حسین

دجله‌سان، آب سرشکم ز بصر می‌ریزد

بهر خونی که چکید از گلوی او به زمین

از ره دیده مرا خون جگر می‌ریزد

یادم از حنجر خشکیدهٔ او چون آید

اشک خونین من از دیدهٔ تر می‌ریزد

زان شراری که ز سوز عطشش بر جان بود

گوییا بر دلم از غصه شرر می‌ریزد

شمر با چکمهٔ پا سینهٔ او را بشکست

طایر روحم از این واقعه، پر می‌ریزد

با لب تشنه بریدند سرش را ز قفا

جبرئیل از غم او خاک به سر می‌ریزد

صفحهٔ دفتر «ترکی» ز چه خون‌آلود است

مگر از خامهٔ او خون جگر می‌ریزد

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۴۱ - قلزم خونکیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟
  2. شمارهٔ ۴۲ - حدیث کربلاشبان تیره از دود فراق دوستان نالم
  3. شمارهٔ ۴۳ - زانوی غممن از جور و جفای چرخ کج‌رفتار، می‌نالم
  4. شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبارشبان تیره به درگاه کردگار، بنالم
  5. شمارهٔ ۴۵ - دیدهٔ خونباربر سبط نبی گنبد دوار بنالد
  6. شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟
  7. شمارهٔ ۴۷ - کشتهٔ غریبای در عزات خالق اکبر، گریسته
  8. شمارهٔ ۴۸ - مظلوم کربلاچشمی که در عزای شه کربلا گریست
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.