پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلا

یاران مگر حسین ولی خدا نبود؟

یا یادگار فاطمه و مرتضی نبود؟

تا روزگار چید به گیتی اساس ظلم

ظلمی چو ظلم واقعهٔ کربلا نبود

از بی کسی نهاد سر خود به روی خاک

شاهی که غیر دامن زهراش جا نبود

یحیی سرش بریده شد از خنجر جفا

اما ز کین، بریده سرش از قفا نبود

ایوب صبر کرد به رنج و محن ولی

صبرش چو صبر سید سجاد ما نبود

سوزد دلم به حالت بیمار کربلا

کو را به غیر اشک، دوا و غذا نبود

در راه شام زینب محنت رسیده را

دردی بدتر ز گم شدن طفل ها نبود

«ترکی» ز دیده خون بفشان بهر کشته ای

کورا کفن به بر، به جز از بوریا نبود

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۴ - مژهٔ چشم ترشوری که حسین بهر شهادت به سرش بود
  2. شمارهٔ ۳۵ - طایر باغ جنانای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت را!
  3. شمارهٔ ۳۶ - چرخ نیلگونای زخم های پیکرت از اختران فزون
  4. شمارهٔ ۳۷ - شافع محشرکه گمان داشت خزان، گلشن حیدر گردد
  5. شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشکرسید موسم ماتم که گریه ساز کنید
  6. شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین«در دلم لاله‌صفت، خون جگر می‌ریزد
  7. شمارهٔ ۴۰ - مقتل خونزلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید
  8. شمارهٔ ۴۱ - قلزم خونکیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.