پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۳۵ - طایر باغ جنان

ای شهیدی که لب تشنه بریدند سرت را!

سوختند از پی یک قطرهٔ آبی جگرت را

گرچه خواندند به مهمانیت از شهر مدینه

کوفیان از چه بریدند لب تشنه سرت را

طایر باغ جنان بودی و، با سنگ شقاوت

بشکستند به هم دوزخیان، بال و پرت را

نه شکستند همین صدر تو را از سم اسبان

که شکستند دل مادر و جد و پدرت را

کوفیان از پدرت شرم نکردند و بریدند

با دم تیغ ستم، رشتهٔ عمر پسرت را

لعن حق باد بر آن طایفهٔ زشت نهادی

که نمودند خم از مرگ برادر کمرت را

کاش از کرب و بلا قاصدی از مهر رساندی

در نجف نزد علی ساقی کوثر خبرت را

کی علی یک نظر ازلطف سوی کرب و بلا کن!

غرق در خون بنگر پیکر شمس و قمرت را

کاش در آن دم آخر که ز تن، رفت روانت

مادرت بود که بستی ز وفا چشم ترت را

ترسم ای خسرو خوبان! که برد «ترکی» مسکین

به لحد همره خود آرزوی خاک درت را

روز و شب، پیشهٔ او نیست بجز نوحه سرایی

ناامید از سر کویت منما نوحه گرت را

از تو آن روز که بر فرق نهی تاج شفاعت

چشم دارد که ز وی باز نگیری نظرت را

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۳۷ - شافع محشرکه گمان داشت خزان، گلشن حیدر گردد
  2. شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشکرسید موسم ماتم که گریه ساز کنید
  3. شمارهٔ ۳۹ - اشک خونین«در دلم لاله‌صفت، خون جگر می‌ریزد
  4. شمارهٔ ۴۰ - مقتل خونزلف اکبر چو ز خون سر او تر گردید
  5. شمارهٔ ۴۱ - قلزم خونکیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟
  6. شمارهٔ ۴۲ - حدیث کربلاشبان تیره از دود فراق دوستان نالم
  7. شمارهٔ ۴۳ - زانوی غممن از جور و جفای چرخ کج‌رفتار، می‌نالم
  8. شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبارشبان تیره به درگاه کردگار، بنالم
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.