پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۴ - عاشقان پیش تو گر تحفه همه جان آرند

تازبازان که ترا پیش گروگان آرند

تا یکی پس نگری . . . ن به گریبان آرند

بسر حمدان . . . نت چو گریبان گردد

آن گریبان که در او گردن حمدان آرند

چند ازین لاغر . . . ران پس ایشان به طفیل

مر گریبان ترا سوزن پنکان آرند

بکلانی و بخردی منگر، شاد بزی

خُرد خواهی و کلان، هرچه خوهی آن آرند

کاروان گاه میانْ پای ترا . . . ایه و . . . ر

نوک خربنده به انبوهی شریان آرند

از در مرز تو ای خوش پسر اوقات جماع

تیز خوش زمزمه یابی که به انبان آرند

ای بسا باد که در نایژهٔ بوق نهند

تا ز انبان تو یک تیز به الحان آرند

تندی و توسنی آغازی و خِران نشوی

تند و توسن ببرند آخر و خِران آرند

رطبی زیر و بسی گوئی سامانم نیست

تو خوهی ور نخوهی، کار به سامان آرند

از پی صره زری که میان پای تراست

به میان پای تو شب دزد میان ران آرند

هر زمان بینی کان دزد میان ران ترا

غل بگردن برو پا کنده بزندان آرند

هرکه او پاچه خورد از ره . . . ن وقت سحر

بامدادان به گاهش سره بریان آرند

تازبازان چو نه در زیر زبونشان باشی

بدل سیم سره مشت چو سندان آرند

به دو سه پشم که آری به زنخدان چو سَیَم

تو چنان دانی کز کرده پشیمان آرند

. . . نِ چون خرمنِ گلبرگِ تو جائی نبرند

که زنخدان ترا خار مغیلان آرند

رو که گر ریش چو فرعون کنی، موسی وار

به در . . . نت عصاهای چو ثعبان آرند

این جوابست مر آنرا که سنائی گوید

عاشقان پیش تو گر تحفه همه جان آرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶ - ای کودکان. . . ر من ای کودکان ز کار فرو ماند
  2. شمارهٔ ۷ - چه باید کردمرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
  3. شمارهٔ ۸ - پسر عبدای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
  4. شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف برامروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
  5. شمارهٔ ۱۰ - سوزنیمسوزنیم، مرد باندازه . . . ر
  6. شمارهٔ ۱۱ - سوزنیمسوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
  7. شمارهٔ ۱۲سوزنیم مرد باندام . . . ر
  8. شمارهٔ ۱۳ - رای بر آنست که بیرون زنمسوزنیم، مرد گرانمایه . . . ر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.