پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۷ - چه باید کرد

مرا کر بدر . . . ن یار باید کرد

بزخم خرزه، در . . . ن فکار باید کرد

اگر بدانم کو را دو . . . یه باشد و بس

ز روی شفقت، . . . یه چار باید کرد

وگر درم دهم و بی درم جمع ندهد

درم بدست بود گیر و دار باید کرد

همه، حدیث جماع و رباب باید گفت

همه، حکایت کش و فشار باید کرد

ورا دو دست بدر برنهاده باد و مرا

ز راه در، بکلیدان نظار باید کرد

ز راه در، بکلیدان نظر توان کردن

ز پیش آن، در کوی استوار باید کرد

همه سراست، ولیکن چو یار نبود تن

نخست باری تدبیر یار باید کرد

اگر بعمری یاری چنین بدست آرم

بدانم آنگه با وی چکار باید کرد

جواب شعر معزیست آن کجا گوید

مرا گذر به سوی کوی یار باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف برامروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
  2. شمارهٔ ۱۰ - سوزنیمسوزنیم، مرد باندازه . . . ر
  3. شمارهٔ ۱۱ - سوزنیمسوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
  4. شمارهٔ ۱۲سوزنیم مرد باندام . . . ر
  5. شمارهٔ ۱۳ - رای بر آنست که بیرون زنمسوزنیم، مرد گرانمایه . . . ر
  6. شمارهٔ ۱۴یاقوتی کبیر فروش کباده خر
  7. شمارهٔ ۱۵ - جواب شعر شرفمنم کلوخ خر افشار کنگ خشک سپوز
  8. شمارهٔ ۱۶ - ابوالعباس ترشرویبخواهم گفت وصف سرخ کناس
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.