پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵ - جواب شعر شرف

منم کلوخ خر افشار کنگ خشک سپوز

حرامزاده و قلاش و رند و عالمسوز

چو گاو گمشده‌ام تا به شاخ برنخورم

به هرکجا که رسم در برم یکی بتیوز

به تاز بازی در شهر گشته‌ام شهره

به گونه گونه لباسات و حیله و در و دوز

نه شعر تازی دانم نه علم و فضل و ادب

درست یاب بدیشان نبوده‌ام یک روز

ازین سپس من و مرد مواجران حرون

مح و فلاخن و گنجشک و کبک و . . . یه و گوز

من و دو یارک من تاز را به حُجره بریم

همی کشیم و سپوز و همی کشیم و سپوز

چنان کشیم و چنان دربریم تا گه روز

که خواب ناید همسایه را ز فوزافوز

چو سر برآرد گنده، سرش فرو گیریم

به زخم سیلی و مور روند بر کافوز

دریغ از آن شرف وحشی و فضائل او

که عاشقست بر آن لاله‌روی لالک دوز

بنای مذهب تازان به فضل بربودی

بجز شرف نبود کس به ناز بر، فیروز

جواب شعر شرف نیست این معاذالله

من آن کسم که مه دی کنم به دم نوروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ - ریش دلبرتاختن آورد بر بتان ختن ریش
  2. شمارهٔ ۱۸ - تاختن آورد بر بتان ختن ریشای بهمه تن گناه کرده، مکن ریش
  3. شمارهٔ ۱۹ - ای شادی روزی که برآری پسرا ریشزنهار به هش باش که ناری پسرا ریش
  4. شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرونبه چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگش
  5. شمارهٔ ۲۱ - ای بلبل خیل تو طربناکای سرخ سطبر سخت رگناک
  6. شمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستمای پسر تا بمیان پای تو در نگریستم
  7. شمارهٔ ۲۳ - منم که روح علوم زمانه را بدنممنم که از سر حمدان عقیق در یمنم
  8. شمارهٔ ۲۴ - هرچند که از عشق تو در کوی ملامیمهرچند که گنگیم و کلوکیم و لکامیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.