پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸ - تاختن آورد بر بتان ختن ریش

ای بهمه تن گناه کرده، مکن ریش

هست سزای عقوبت همه تن، ریش

دل بسک اندر شکن چو کشن برآمد

بیش زناخن بردی در مشکن ریش

ریش فرومان و پیر کودک خود باش

رخنه مکن ناخنان خویش و مکن ریش

ریش بمان تا کلان شود بتمامی

. . . ر خوری پیش سینه باز فکن ریش

شرم نکردی که مرد برنا گشتی

راز روی . . . ر، میکنی ز ذقن ریش

ریش برآورده، . . . ر نتوان خورد

با تو ازینگونه هیچ گفت سخن ریش؟

از تو کلانتر، هزار کس را گادم

تیر سر . . . ر انگشت مجن ریش

. . . ن کلان ترا نگردد کاسد

رونق بازار، با دوازده من ریش

ریش مکن تیر ماه، تا بهاران

همچو گیاورد بد روی بمسن ریش

فصل بهاران بوقت داری زنهار

باز نداری ز جای ریدن من ریش

. . . ن من آن ریش ریش کرده زنخدان

برمکن ای . . . ر خواره مادر وزن ریش

بر زنخت باد کفچه، کفچه . . . رم

سرد لقائی بمان و کفچه مزن ریش

این به همان وزن و قافیه است که گفتم

تاختن آورد بر بتان ختن، ریش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرونبه چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگش
  2. شمارهٔ ۲۱ - ای بلبل خیل تو طربناکای سرخ سطبر سخت رگناک
  3. شمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستمای پسر تا بمیان پای تو در نگریستم
  4. شمارهٔ ۲۳ - منم که روح علوم زمانه را بدنممنم که از سر حمدان عقیق در یمنم
  5. شمارهٔ ۲۴ - هرچند که از عشق تو در کوی ملامیمهرچند که گنگیم و کلوکیم و لکامیم
  6. شمارهٔ ۲۵ - صنما تا به کف عشوه عشق تو دریمای سنایی تو کجایی که به خون تو دریم
  7. شمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیم
  8. شمارهٔ ۲۷ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.