پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرون

به چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگش

زهی خُفتنگَهِ نرمش، زهی خارِشگَهِ تَنگش

صفاتِ کونِ آن کودک چه گویمْ خود؟ که آن کودک

همه کون است و کون و کون، ز پایش تا شِتالَنگش

ندانم تا چه خواهد شد به سالِ بیست، کاندر دَه

نگوید آخ، اگر تا خایه بِفْشارد خرِ غَنگش

شنیده‌است از کسی که‌ز سنگ، سیم آید همی بیرون

ز بهرِ سیم ورزیدن، خوش آمد بوقِ چون سنگش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ - این غم عشق به پیرانه زیاری جستمای پسر تا بمیان پای تو در نگریستم
  2. شمارهٔ ۲۳ - منم که روح علوم زمانه را بدنممنم که از سر حمدان عقیق در یمنم
  3. شمارهٔ ۲۴ - هرچند که از عشق تو در کوی ملامیمهرچند که گنگیم و کلوکیم و لکامیم
  4. شمارهٔ ۲۵ - صنما تا به کف عشوه عشق تو دریمای سنایی تو کجایی که به خون تو دریم
  5. شمارهٔ ۲۶ - جلال الدین کیست؟ز سیم ساده یکی کوه دیده ام بدو نیم
  6. شمارهٔ ۲۷ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
  7. شمارهٔ ۲۸ - ای سنائی بیاای سنائی بیا و قد خم کن
  8. شمارهٔ ۲۹ - آخر چه هست این؟ای خصلت تو هشتن، آخر چه خصالست این
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.