پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۵ - عالم سعد، احمد مسعود

شیدگانی سهمگین کولنگ و بی هنجار شد

بر ره هموار او خس رست و ناهموار شد

وان دهان کز کوچکی نقطه پرگار بود

از فراخی باز همچون دایره پرگار شد

زلف مشک افشان او بر ماه چون زنجیر بود

ریش شلعک کرد و زلفش پیشه چون زنار شد

بر بناگوشی که رنگ او بچشم عاشقان

دسته دسته گل نمودی پشته پشته خار شد

وز لبی کز وی برشک آید عقیق آبدار

چون سفال بیهده بی آب و بیمقدار شد

زر مشت افشار بودی بوسه او را بها

سبلت آورد و سزای تیز مشت افشار شد

صد هزاران جبه و دستار گشت از وی گرو

تا شبی با تاز بازی خفت و بی شلوار شد

زلف او تا دست بازی بود، چنبر وار بود

مرز او تا گند بازی گشت چنبر وار شد

خال او صفار سالار است و او از رشک خال

بوق روشن کرد و بی سالار و بی صفار شد

دست بر دیوار بود آنگه ز بس نغزی که بود

رفت نغزی مسخ گشت و روی در دیوار شد

با جهانی خر فشار از خانه بیرون می نرفت

وز بلای سوزنی از خانمان آوار شد

دولتی روئی بنا میزد که با چندین گنه

صاحب خاص شجاع الدین سپهسالار شد

عالم سعد، احمد مسعود، کز سعد فلک

هرکه با وی یار شد، با وی سعادت یار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷ - چه باید کردمرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
  2. شمارهٔ ۸ - پسر عبدای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
  3. شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف برامروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
  4. شمارهٔ ۱۰ - سوزنیمسوزنیم، مرد باندازه . . . ر
  5. شمارهٔ ۱۱ - سوزنیمسوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
  6. شمارهٔ ۱۲سوزنیم مرد باندام . . . ر
  7. شمارهٔ ۱۳ - رای بر آنست که بیرون زنمسوزنیم، مرد گرانمایه . . . ر
  8. شمارهٔ ۱۴یاقوتی کبیر فروش کباده خر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.