پرش به محتوای اصلی
سوزنی سمرقندی

غزلیات

شمارهٔ ۳ - نور رخ تو قمر ندارد

. . . ری دارم که خر ندارد

خر تا بکلاه بر ندارد

مانند یکی درخت جیلان

سرکنده که برگ و بر ندارد

. . . نی داری که صد چنین . . . ر

تا . . . یه خورد، خبر ندارد

دارد کلهی ز اطلس سرخ

لیکن کمر بزر ندارد

آنکس نکند بدو دلیری

که قوت شیر نر ندارد

اینست جواب آنکه گوید

نور رخ تو قمر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ - عالم سعد، احمد مسعودشیدگانی سهمگین کولنگ و بی هنجار شد
  2. شمارهٔ ۶ - ای کودکان. . . ر من ای کودکان ز کار فرو ماند
  3. شمارهٔ ۷ - چه باید کردمرا کر بدر . . . ن یار باید کرد
  4. شمارهٔ ۸ - پسر عبدای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
  5. شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف برامروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
  6. شمارهٔ ۱۰ - سوزنیمسوزنیم، مرد باندازه . . . ر
  7. شمارهٔ ۱۱ - سوزنیمسوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
  8. شمارهٔ ۱۲سوزنیم مرد باندام . . . ر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی سوزنی سمرقندی

شمس‌الدین تاج‌الشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.