پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۰۱

شراب لعل که سرمایه حیات من است

که جوش خضر جگر تشنه نبات من است

ز بحر تشنه لبی التجا به کس نبرم

دل شکسته من کشتی نجات من است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۰۳دمید سبزه دگر عید انتعاش من است
  2. شمارهٔ ۱۰۴درد دوا فروش طبیب دل من است
  3. شمارهٔ ۱۰۵ضعف بازوی من کمان من است
  4. شمارهٔ ۱۰۶دل به راحت ندهم پاس محبت این است
  5. شمارهٔ ۱۰۷فتاده ایم ز پا در ره تو کام این است
  6. شمارهٔ ۱۰۸ز جلوه تو زمین چون نگار رنگین است
  7. شمارهٔ ۱۰۹ببالد دیده حیرانی پناه است
  8. شمارهٔ ۱۱۰سرو دلجوی قیامت اعتدالی داشته است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.