پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۰۹

ببالد دیده حیرانی پناه است

بنازد دل محبت دستگاه است

به این بیگانگی الفت شعار است

به این شیر افکنی آهونگاه است

چه قربانهای گلگون پوش دارد

سرکوی محبت عیدگاه است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱۱تا دلت مایل شکار صید صحرا گشته است
  2. شمارهٔ ۱۱۲بس که در بزمش نگه سرمشق حیرت گشته است
  3. شمارهٔ ۱۱۳مژگان او به دام نگاهم گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۱۴بس که مژگان کجت عربده ناک افتاده است
  5. شمارهٔ ۱۱۵تا همتم به راه طلب پا نهاده است
  6. شمارهٔ ۱۱۶چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده است
  7. شمارهٔ ۱۱۷سرگشتگی نشستنم از یاد برده است
  8. شمارهٔ ۱۱۸دل با خیال لعل تو پیوند کرده است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.