پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱۱

تا دلت مایل شکار صید صحرا گشته است

سبزگردیدن به کام دانه ما گشته است

گوهر شاداب دارد چشم خواب آلوده ای

گه لب ساقی وگاهی موج صهبا گشته است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱۳مژگان او به دام نگاهم گرفته است
  2. شمارهٔ ۱۱۴بس که مژگان کجت عربده ناک افتاده است
  3. شمارهٔ ۱۱۵تا همتم به راه طلب پا نهاده است
  4. شمارهٔ ۱۱۶چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده است
  5. شمارهٔ ۱۱۷سرگشتگی نشستنم از یاد برده است
  6. شمارهٔ ۱۱۸دل با خیال لعل تو پیوند کرده است
  7. شمارهٔ ۱۱۹گرد جولان تو چشمم را بهاری کرده است
  8. شمارهٔ ۱۲۰شوخی دیوانه آب از شبنم گل خورده است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.