پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱۳

مژگان او به دام نگاهم گرفته است

هرجا که می روم سر راهم گرفته است

آیم به کار دل همه گر روز محشر است

خونها که خورده است گواهم گرفته است

عشق خجل ز مسجد و میخانه کرده است

گاهی به راه و گه به نگاهم گرفته است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱۵تا همتم به راه طلب پا نهاده است
  2. شمارهٔ ۱۱۶چون غبارم جلوه بیباکی از جا برده است
  3. شمارهٔ ۱۱۷سرگشتگی نشستنم از یاد برده است
  4. شمارهٔ ۱۱۸دل با خیال لعل تو پیوند کرده است
  5. شمارهٔ ۱۱۹گرد جولان تو چشمم را بهاری کرده است
  6. شمارهٔ ۱۲۰شوخی دیوانه آب از شبنم گل خورده است
  7. شمارهٔ ۱۲۱مزه عمر جنون بوی بهار آمده است
  8. شمارهٔ ۱۲۲چون گل آشفته و چون شعله سوار آمده است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.