پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۷

زخم دل گر شده بیکار به مرهم ندهیم

گل بی خنده به سیرابی شبنم ندهیم

چشم صلح از تو نداریم مکش منت ناز

جنگ بی آشتیی را به دو عالم ندهیم

حسن و عشق از دو طرف خوب به هم ساخته اند

دل ما غیر تو نستاند و ما هم ندهیم

خو به غم بسکه گرفتیم اگر خاک شویم

کف خاکی به بهای دل بی غم ندهیم

عشق آن ترک ستم پیشه غیور است اسیر

چون به او ملک دل خویش مسلم ندهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۹لخت جگر پاره بر آه نفس افشان
  2. شمارهٔ ۸۰۰محراب دعا ساخته ام آن صف مژگان
  3. شمارهٔ ۸۰۱ز خاک اهل دل بوی وفایی می توان بردن
  4. شمارهٔ ۸۰۲بهانه را پر پرواز می توان کردن
  5. شمارهٔ ۸۰۳گلزار مستمندان روی تو سیر دیدن
  6. شمارهٔ ۸۰۴خوش بهشتی است روی او دیدن
  7. شمارهٔ ۸۰۵به نهانخانه وحدت گذری پیدا کن
  8. شمارهٔ ۸۰۶حال زار مرا تماشا کن
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.