پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵

با من بینوا چه خواهی کرد

حاجتم جز روا چه خواهی کرد

جان غمدیده را چه خواهی داد

درد دل جز دوا چه خواهی کرد

ما نکردیم جز گنه چیزی

تو به ما جز عطا چه خواهی کرد

گر تو ما را به جرم ما گیری

کرم و لطف را چه خواهی کرد

این دل ریش مستمندان را

عاقبت جز شفا چه خواهی کرد

عاشقان آمدند بر خوانت

طعمه شان جز لقا چه خواهی کرد

ریختی خون نعمت الله را

ننگ خون گدا چه خواهی کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷کردگار از کرم عیانم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۸غنچه در گلستان تبسم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۹دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۰به حکایت شراب نتوان خورد
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۱عاشقم بر روی نورالله خود
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۲بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۳این که گوئی نعمت الله جان سپرد
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۴خواجهٔ غافل برفت و جان سپرد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.