پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۷

کردگار از کرم عیانم کرد

واقف از حال این و آنم کرد

من چو بی نام و بی نشان بودم

بی نشانی مرا نشانم کرد

به تجلی ظاهر و باطن

گاه پیدا و گه نهانم کرد

در دل آمد به جای جان بنشست

رحمتی خوش به جای جانم کرد

می خمخانه را به من بخشید

ساقی مست عاشقانم کرد

تا شوم رهبر همه رندان

رهنمودم به رهروانم کرد

شرح علم بدیع او خواندم

این معانی از آن بیانم کرد

چون ز هستی خود فنا گشتم

باقی ملک جاودانم کرد

نعمت الله به من عطا فرمود

رازق زرق بندگانم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۹دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۰به حکایت شراب نتوان خورد
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۱عاشقم بر روی نورالله خود
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۲بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۳این که گوئی نعمت الله جان سپرد
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۴خواجهٔ غافل برفت و جان سپرد
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۵هر که بد زیست عاقبت بد مُرد
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۶بود روزی خواجه ای سالار کرد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.