پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷

هرچه ما را می رسد از او بود

چون از او باشد همه نیکو بود

ز آفتاب حسن او هر ذره ای

روشنش بنگر که آن مه رو بود

ما به او موجود و او پیدا به ما

خود نباشد هر که او بی او بود

عاقبت معشوق بنماید جمال

عاشق ار چون ما به جستجو بود

می نماید رشتهٔ عالم دو تو

در حقیقت رشتهٔ یک تو بود

سر توحید است و نیکو یاددار

هر که داند بنده را آنجو بود

نعمت الله دنیی و عقبی گرفت

این و آن بی نعمت الله چو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۹آینه چندان که روشن تر بود
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۰عاشقی از عاقلی خوشتر بود
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲مشرب توحید یاران خوش بود
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۳حق است دین سید و دین من این بود
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۴فعل عالم ظل فعل الله بود
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۵هرکه از عشق در طرب نبود
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۶چشم بینائی که بر او اوفتد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.