پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۹

آینه چندان که روشن تر بود

روی خود دیدن در او خوشتر بود

دل بود آئینهٔ گیتی نما

در نظر صاحبدلی را گر بود

خوش سر داری و ما سردار آن

بر سر دار این چنین سرور بود

گفتهٔ مستانهٔ ما دیگر است

شعر یاران دیگر آن دیگر بود

مه شود روشن به نور آفتاب

نور ما از این و آن انور بود

سر به پای خم می بنهاده ایم

تاج شاهی لایق این سر بود

نعمت الله جو که همراه خوشی است

تا تو را در عاشقی رهبر بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۱نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۲مشرب توحید یاران خوش بود
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۳حق است دین سید و دین من این بود
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۴فعل عالم ظل فعل الله بود
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۵هرکه از عشق در طرب نبود
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۶چشم بینائی که بر او اوفتد
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۷گر آتش آه ما درافتد
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۸چشم ما آبش به هرسو می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.