پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶

نقطه در دایره نمود و نبود

بلکه آن نقطه دایره بنمود

نقطه در دور دایره باشد

نزد آن کس که دایره پیمود

اول و آخرش به هم پیوست

نقطه چون ختم دایره فرمود

دایره چون تمام شد پرگار

سر و پا را به هم نهاد آسود

به وجودیم و بی وجود همه

به وجودیم ما و تو موجود

همه عالم خیال او گفتم

باز دیدم خیال او ، او بود

خوشتر از گفته های سید ما

نعمت الله دگر سخن نشنود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۸در نظر گر نور روی او بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۹آینه چندان که روشن تر بود
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۰عاشقی از عاقلی خوشتر بود
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲مشرب توحید یاران خوش بود
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۳حق است دین سید و دین من این بود
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۴فعل عالم ظل فعل الله بود
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۵هرکه از عشق در طرب نبود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.