پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۱

خوش بود دردی که درمان او بود

خرم آن جانی که جانان او بود

کفر زلفش رونق ایمان ماست

کفر کی باشد که ایمان او بود

گرد عالم روز و شب گردیده ام

دیده ام پیدا و پنهان او بود

بی نشانی آیتی در شأن اوست

شأن او نام و نشان او بود

موج دریائیم و دریا عین ماست

هر چه ما داریم آن او بود

عین او در عین ما چون شد عیان

در همه عالم عیان او بود

عارفانه گفتهٔ سید بخوان

کاین معانی از بیان او بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۳هرچه آید در نظر چون او بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۴چشم ما روشن به نور او بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۵چشم ما روشن به نور او بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۶نقطه در دایره نمود و نبود
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۷هرچه ما را می رسد از او بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۸در نظر گر نور روی او بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۹آینه چندان که روشن تر بود
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۰عاشقی از عاقلی خوشتر بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.