پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۳

هرچه آید در نظر چون او بود

عین او درچشم ما نیکو بود

موج و دریا نزد ما باشد یکی

گرچه آن یک اسم و رسمش دو بود

گفتم این رشته مگر باشد دو تو

سر به سر دیدم همه یک تو بود

جز وجود او نمی یابم دگر

با وجود او وجودی چو بود

بوی دستنبوش می آید ز دست

هر که را در دست دستنبو بود

وجه او در وجه هر یک رو نمود

آن یکی با هر یکی یک رو بود

زلف سید را نمی آری به دست

تا حجاب راه تو یک مو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۵چشم ما روشن به نور او بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۶نقطه در دایره نمود و نبود
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۷هرچه ما را می رسد از او بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۸در نظر گر نور روی او بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۹آینه چندان که روشن تر بود
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۰عاشقی از عاقلی خوشتر بود
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۱نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۲مشرب توحید یاران خوش بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.