پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

عشق تو بلا و مبتلا ما

پیوسته خوشیم در بلا ما

مستیم و مدام در خرابات

رندانه حریف اولیا ما

در بحر محیط غرق گشتیم

موجیم و حباب عین ما ما

بیگانه نه ایم آشنائیم

با خویش شدیم آشنا ما

بر راه فنا قدم نهادیم

باقی مائیم از این فنا ما

چون مائی ما نماند با ما

مائیم شما و هم شما ما

از دولت بندگی سید

گشتیم قبول کبریا ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹روشنست از نور رویش دیدهٔ بینای ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۰در آمد ساقی و آورد جام می برای ما
  3. غزل شمارهٔ ۳۱هرچه خواهد می کند سلطان ما
  4. غزل شمارهٔ ۳۲شاه خودرائی است این سلطان ما
  5. غزل شمارهٔ ۳۳دُرد درد دل بود درمان ما
  6. غزل شمارهٔ ۳۴دل روان جان می دهد در عشق آن جانان ما
  7. غزل شمارهٔ ۳۵صد دوا بادا دوای درد بی درمان ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۶حضرت او را به او بینیم ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.