پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲

نعمت الله است دائم با خدا

نعمت از الله کی باشد جدا

در دل و دیده ندیدم جز یکی

گرچه گردیدم بسی در دو سرا

میل ساحل کی کند بحری چو شد

غرقه در دریای بی پایان ما

ما نوا از بینوائی یافتیم

گر نوا جوئی بجو از بینوا

از خدا بیگانه ای دیدیم نه

هر که باشد هست با او آشنا

سروری خواهی برآ بر دار عشق

کز سر دار فنا یابی بقا

سید سرمست اگر جوئی حریف

خیز مستانه به میخانه درآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴ما به عین تو دیده ایم تو را
  2. غزل شمارهٔ ۵رند مستی جو دمی با او برآ
  3. غزل شمارهٔ ۶ذوق اگر داری در این دریا درآ
  4. غزل شمارهٔ ۷ظهور سلطنت عشق او است در دو سرا
  5. غزل شمارهٔ ۸خار بی کنگر چه کار آید مرا
  6. غزل شمارهٔ ۹از ازل تا ابد خواند مرا
  7. غزل شمارهٔ ۱۰گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و را
  8. غزل شمارهٔ ۱۱هر شب چون ماه می‌بینیم ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.