پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

از ازل تا ابد خواند مرا

یار من محروم کی ماند مرا

من به غیر او نکردم التفات

حضرت او نیک می داند مرا

عاقبت تاج سر شاهان شوم

گر به خاک راه بنشاند مرا

یک مس بی او نخواهم زد دگر

تا دمی از خویش بستاند مرا

رو بدان درگاه دارم روز و شب

از در خود یار کی راند مرا

تا ز من یابند مردم بهره ها

چون درخت میوه افشاند مرا

نعمت الله را نداند هیچ کس

در همه عالم خدا داند مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱هر شب چون ماه می‌بینیم ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۲مجلس خاص او است حضرت ما
  3. غزل شمارهٔ ۱۳این حضور عاشقان است الصلا
  4. غزل شمارهٔ ۱۴دل ما گشته است دلبر ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۵عالمی غرقند در سیلاب ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۶صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۷رفت آن جانان ما از دست ما
  8. غزل شمارهٔ ۱۸چشم ما شد به نور او بینا
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.