پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

رفت آن جانان ما از دست ما

از دریغا دلبر سر مست ما

او برفت و پای او نگشوده‌ایم

تا ابد زلفش بود پا‌بست ما

ما همه جا نیکی او گفته‌ایم

او نخواهد آنچنان اشکست ما

چاره‌ای غیر رضا و صبر نیست

این زمان چون تیر رفت از شست ما

در خیال او است جان ما مدام

دل روان خواهد به او پیوست ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
  2. غزل شمارهٔ ۲۰قدمی نه در آ در این دریا
  3. غزل شمارهٔ ۲۱موج و دریا آب بادش نزد ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۲اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۳به هویت چو اوست با اسما
  6. غزل شمارهٔ ۲۴جام گیتی نماست سید ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۵نانوشته حرف می خوانیم ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۶مخزن گنج جملهٔ اسما ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.