پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما

بیابی آبروی ما اگر آئی در این دریا

رها کن دی و هم فردا بیا امروز دریابش

بیا امروز دریابش رها کن دی و هم فردا

ندارم با کسی پروا به جز با ساقی مستان

به جز با ساقی مستان ندارم با کسی پروا

بود مجموعهٔ اسما هر آن حرفی که می‌خوانم

هر آن حرفی که می‌خوانم بود مجموعهٔ اسما

نماید در همه اشیا جمال بی‌ مثال او

جمال بی‌مثال او نماید در همه اشیا

درآ در میکده تنها حریف نعمت‌الله شو

حریف نعمت ‌الله شو درآ در میکده تنها

خبر دارم ز او ادنا به جان سید عالم

به جان سید عالم خبر دارم ز او ادنا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴جام گیتی نماست سید ما
  2. غزل شمارهٔ ۲۵نانوشته حرف می خوانیم ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۶مخزن گنج جملهٔ اسما ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۷عشق تو بلا و مبتلا ما
  5. غزل شمارهٔ ۲۸روشن است از نور رویش دیدهٔ بینای ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۹روشنست از نور رویش دیدهٔ بینای ما
  7. غزل شمارهٔ ۳۰در آمد ساقی و آورد جام می برای ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۱هرچه خواهد می کند سلطان ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.