پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸

چشم ما شد به نور او بینا

نظری کن به نور او در ما

آب این چشمه می رود هر سو

لاجرم سو به سو بُود دریا

غرق بحریم و آب می‌جوئیم

ما طلبکار او و او با ما

دردمندیم و دلخوشیم از آن

درد عشق است و جان بود دردا

ما خیالیم و در حقیقت او

هو معنا و فانظروا معنا

نور معنی نموده در صورت

گنج اسما نهاده در اشیا

نعمت الله از او شده موجود

نور او هم به او بود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰قدمی نه در آ در این دریا
  2. غزل شمارهٔ ۲۱موج و دریا آب بادش نزد ما
  3. غزل شمارهٔ ۲۲اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما
  4. غزل شمارهٔ ۲۳به هویت چو اوست با اسما
  5. غزل شمارهٔ ۲۴جام گیتی نماست سید ما
  6. غزل شمارهٔ ۲۵نانوشته حرف می خوانیم ما
  7. غزل شمارهٔ ۲۶مخزن گنج جملهٔ اسما ما
  8. غزل شمارهٔ ۲۷عشق تو بلا و مبتلا ما
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.