پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و را

خود کجا آزار مردم ای عزیزان ، من کجا

نزد ما زاری به از آزار ، بی زاری مباش

تا نگیرد بر سر بازار ، آزاری تو را

در طریقت هر چه فرمائی ، به جان فرمان برم

ماجرا بگذار با ما ، ماجرا آخر چرا

کفر باشد در طریق عاشقان ، آزار دل

گر مسلمانی، چرا آزار می داری روا

در جهان بی خودی ، من نعمت الله یافتم

گفت فنی شو ، که یابی سید ملک بقا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲مجلس خاص او است حضرت ما
  2. غزل شمارهٔ ۱۳این حضور عاشقان است الصلا
  3. غزل شمارهٔ ۱۴دل ما گشته است دلبر ما
  4. غزل شمارهٔ ۱۵عالمی غرقند در سیلاب ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۶صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ما
  6. غزل شمارهٔ ۱۷رفت آن جانان ما از دست ما
  7. غزل شمارهٔ ۱۸چشم ما شد به نور او بینا
  8. غزل شمارهٔ ۱۹فقر ما خوشتر ز ملک پادشا
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.